تبليغاتX
تزکیه نفس
آن کس که معرفت خدای نصیبش شده باشد، تنش با خلق است ولی دلش با خداست.
آنچنانکه اگر یک چشم برهم زدن قلبش از یاد خدا غافل شود از شوق خدا میمیرد.
عارف از خلق و مراد و دنیا بی نیاز است و جز خدای تعالی همدردی ندارد
وهیچ گفتار و اشاره و نفسی ندارد مگر به وسیله خدا و برای خدا، واز جانب خدا و با خدا.
(مصباح الشریعه، باب 94)
 
       مردان خدا پردۀ پندار دریدند             یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند

کلام بزرگان درباره آیت الله سید علی قاضی طباطبائی

امام خمینی(ره) : «قاضی کوهی بود از عظمت و مقام توحید.»
علامه طباطبائی : «ما هر چه داریم از مرحوم قاضی داریم.»
علامه حسن زاده آملی : «ایشان از اعجوبه های دهر بود.»

 

(ولادت ایشان در تاریخ 1285 ه.ق و وفاتشان در تاریخ 1366 ه.ق )
و قاضی مرد خداست با همان احوالات خاص مردان خدا. و او به پرده ای از اسرار حقیقت و عبودیت
راه یافته است. آن گاه که در ابتدای طی منازل و مقامات است، صدای ذکر و تسبیح در و دیوار را
 می شنود وحقیقت این آیات را شهود می کند که:
یُسَبِحُ للهِ ما في السمواتِ وَ الارض
کثرت مکاشفات و مشاهدات او در آن هنگام آنقدر زیاد است که می فرماید : نمی توانم آنها را باهم جمع
 کنم. و به آداب ذکر، خود را تخلیه می کند ودر عبادات مداومت بسیاری دارد.
اوقاتی از سال یا ماه را کسی از او خبردار نیست، در خلوتی است نهانی با پروردگارش...و کجاست
هیچ کس پاسخی ندارد. به شب بیداری اهمیت بسیاری می دهد، و مسجد سهله مأوای اوست
برای رازو نیاز و نمازش.شب ها  صدایش را می شنوند که گاهی در اتاقش امر و نهی می کند،
می گوید برو!...بیا! وکسی نمی فهمد که با کیست و با چیست؟ گاهی عشق او را بی قرار می کند و
سینه اش آنچنان حرارت و سوزش دارد که باید روی قلبش یخ گذاشت.
به وادی السلام زیاد می رود و آنجا ساعتها به تفکر می نشیند و کسی نمی داند با ارواح مؤمنین چه
سرو سری دارد. آرامش و طمأنینه او در اوج فقر و مشکلات زندگی حیرت آور است و عجبا از پناهگاهی
که آنقدر در آن ایمنی دارد که درکی از مشکلات ندارد. سجده های طولانیش حکایت از عشق او دارد،
حال و هوائی دارد که اطرافیان از انقطاع او متعجب می شوند.
از اینکه نام ونشانش جائی بیاید، سخت دل آزرده می شود و دوست ندارد که حتی کسی خود را شاگرد
او بداند. و به راستی او غرق در عالم نور است و بقیۀ چیزها برایش کوچک می نماید و اینک به خاطر
همین عوالم، حرف و حدیثها درباره او آغاز می شود، اتهام صوفیگری و درویشی به او زده می شود
و موجب قهر و عتاب بعضی بزرگان قرار می گیرد.(گزیده ای از کتاب عطش)
 
بعضی از حالات آیت الله قاضی

«آیت الله قاضی شب های جمعه تا صبح در حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام می ایستاد و هیچ چیز
نمی گفت، نه زیارتی و نه ..... تنها تماشا می کرد.»(ز مهر افروخته ، ص 22)

«او زیاد از خود بی خود می شود و در حالت خاصی فرو می رود، با چشمان باز و بدون تکیه به جائی
وگاهی سه روز به همین حال می ماند و نبض و قلبش هم نمی زند و شاگردانش تنها در این مدت
مواظبند که کسی مزاحم او نشود.» (به نقل از آیت الله نجابت)

«وقتی شاگردانش از او می پرسند آیا شما خدمت حضرت ولی عصر (عج) شرفیاب شده اید می گوید:
(کور است چشمی که صبح از خواب بیدار شود و در اولین نظر نگاهش به امام زمان (عج) نیافتد.)»
( به نقل از آیت الله نجابت)

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط محسن كمالپور  | 

حضرت آیت الله شیخ جواد کربلائی فرمودند:

آقای بهجت حدود ۳۰، ۴۰ سال پیش یا بیشتر یک وقتی صحبت ایشان (آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی) را می فرمودند. فرمودند که یک شب بعد از نماز مغرب و عشاء دیدم ایشان( آیت الله گلپایگانی) می خواهند به وادی السلام بروند. من هم همراه ایشان راه افتادم. حالا هر دو ساکت بودند و حرفی نمی زدند و مشغول ذکر بودند. در این تاریکی در وادی السلام سر یک سقیفه ایکه آنجاها هست یک گوشه ای نشستیم. در آن تاریکی ایشان مشغول ذکر بودند. یک دفعه دیدم که از دو تا چشمهای ایشان مثل دو لوله نور بیرون زد. و تمام آن فضا را روشن کرد. و هیچ حرفی هم با هم نداشتیم او مشغول خودش بود. و دوباره برگشتیم و به منزل رفتیم.

(مصاحبه با آیت الله بهجت چهار شنبه ۱۱/۲/۱۳۸۱ در قم )

 

دیدن صور برزخیه

آن عارف بزرگ ومتقی (آیت الله گلپایگانی) می فر مودند :

من وقتی از اصفهان به نجف اشرف مشرف شدم تا مدتی مردم را به صورتهای برزخیه خودشان میدیدم به صورتهای وحوش وحیوانات و شیاطین، تا آنکه از کثرت مشاهده ملول شدم. یک روز که به حرم مطهر مشرف شدم ، از حضرت امیرالمو منین علیه السلام خواستم که این حال را از من بگیرد ، من طاقت ندارم ، آن حضرت علیه السلام هم این حال را از من گرفت و از آن پس مردم را به صورتهای عادی میدیدم.  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/23ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط محسن كمالپور  | 

پیامبر اکرم(ص)فرمودند:

هر کسی را دو چشم سر و باطن است که با آن غیبها را می بیند و چون خداوند عالم به بنده ای اراده خیر فرماید، چشم های باطن او را باز می کند. (رساله لقاء الله ص ۴۲ )

آیت الله سید جمال گلپایگانی در روستای سعید آباد گلپایگان و در سال ۱۲۹۵ هجری قمری دیده به جهان گشود. ایشان یکی از مراجع تقلید و هم عصر آیت الله سید علی قاضی بودند. و بهره های فراوان معنوی و عرفانی از  آیت الله سید احمد کربلائی برده اند.  

آیت الله گلپایگانی می فرمود:

شبی از شبهای زمستان که هوا بسیار سرد بود و برف هم می آمد. من برای تفکر در ارواح و ساکنان وادی آن عالم(به دستور استادشان) از اصفهان حرکت کردم و به قبرستان تخت فولاد آمدم و در یکی از حجرات رفتم. و خواستم دستمال خود را باز کرده چند لقمه ای از غذا بخورم و بعد بخوابم تا حدود نیمه شب بیدار و مشغول کارها و دستورات خود از عبادات گردم، در این حال در مقبره را زدند تا جنازه ای را که از ارحام و بستگان صاحب مقبره بود و از اصفهان آورده بودند. آنجا بگذارند و شخص قاری قرآن که متصدی مقبره بود مشغول تلاوت شد تا آنها صبح بیایند و جنازه را دفن نمایند. آن جماعت جنازه را گذاردند و رفتند و قاری قرآن هم مشغول تلاوت شد. من هم که دستمال را باز کرده و می خواستم مشغول خوردن غذا شوم، دیدم که ملائکه عذاب آمدند و مشغول عذاب کردن آن مرده شدند.

چنان گرزهای آتشین بر سر او می زدند که آتش به سوی آسمان زبانه می کشید، و فریادهایی از این مرده بر می خواست که گویی تمام این قبرستان عظیم را متزلزل می کرد.

نمی دانم اهل چه معصیتی بود؟ از حاکمان جائر و ظالم بود که این طور مستحق عذاب بود؟. و ابداً قاری قرآن اطلاعی نداشت، آرام بر سر جنازه نشسته و به تلاوت اشتغال داشت. من از مشاهده این منظره از حال رفتم، بدنم می لرزید، رنگم پرید و هر چه به صاحب مقبره (قاری قرآن) اشاره می کردم که در را باز کن من می خواهم بیرون بروم، او نمی فهمید، هر چه می خواستم به او بگویم زبانم قفل شده بود و حرکت نمی کرد. بالاخره به او فهماندم که چفت در را باز کن، من می خواهم بروم. گفت: آقا هوا سرد است، برف روی زمین را پوشانده و در راه گرگ است تو را می درد.

هر چه خواستم به او بفهمانم که من طاقت ماندن ندارم، او ادراک نمی کرد به ناچار خود را به در اطاق کشاندم، در را باز کردم و خارج شدم. وتا اصفهان با آنکه مسافت زیادی نیست بسیار به سختی رفتم و چندین بار به زمین خوردم، رفتم در حجره و یک هفته مریض بودم. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/21ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط محسن كمالپور  | 

بسم تعالی

ملاقلی جولا یکی از اوتاد است ودر باره او گفته اند که یکی از ابواب حضرت ولی عصر(عج)است.

سید علی شوشتری شاگرد ملا قلی جولا (قبلا مقداری توضیح داده شده)وبه همین ترتیب

ملا حسین قلی همدانی،یکی از عرفای بزرگ که شاگردان زیادی تربیت کرد که برخی را نام میبریم:

شیخ محمد بهاری همدانی

میرزا جواد ملکی تبریزی(امام خمینی (ره) محضر ایشان را درک کرده است)

سید جمال الدین اسد آبادی(مبارز مشهور)

و سید احمد کربلائی

یکی از شاگر دان سید احمد کر بلائی، سید علی قاضی است که برخی از شاگردان ایشان را نام میبریم:

شیخ عباس قوچانی

سید حسن مسقطی

میرزا علی اکبر مرندی

علامه محمد حسین طباطبائی(صاحب المیزان)که از شاگردان ایشان علامه حسن حسن زاده آملی  و آیت الله عبدالله جوادی آملی هستند.

سید محمد حسن الهی طباطبائی(برادر علامه طباطبائی)

محمد تقی آملی(که یکی از شاگردان ایشان سید رضی شیرازی  هستند)

سید هاشم حداد(که یکی از شاگردان ایشان شیخ محمد صالح کمیلی  هستند)

سید عبدالکریم کشمیری

و محمد تقی بهجت(یکی از مراجع معظم تقلید ساکن در قم).

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/05ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط محسن كمالپور  | 

سخنان امام علی علیه السلام:

نماز وسیله تقرب هر متقی است و حج،جهاد هر ناتوانی است و هر چیزی را زکاتی است

و زکات بدن،روزه است و بهترین عمل مرد انتظار فرج از خداست.

هرکه یقین پیدا نمود که پاداش خواهد گرفت،در بخشش جوانمردی کند.روزی را با صدقه فرود آرید.

دارائیهای خود را با دادن زکات بیمه نمائید.

مردی که میانه روی کند،تنگدست نشود.اندازه نگهداشتن نیمی از زندگی است و اظهار دوستی نیمی از عقل است و اندوه خوردن نیمی از پیری است.

هر که پدر و مادرش را غمگین سازد نسبت به آنان ناسپاسی کرده است.

خدا شکیبائی را به قدر مصیبت نازل می کند.

هر که به اندازه خرج نماید خداوند روزی او می دهد و هر که ولخرجی نماید خداوند مهرومش سازد.

امانتداری روزی آور است و خیانت ورزی فقر آور.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/01ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط محسن كمالپور  |