تبليغاتX
تزکیه نفس
 امام رضا عليه السلام فرمودند :
به هنگام طلوع هلال ماه رمضان ، نور
فاطمه(س) بر نور هلال غلبه ميكرد و ديده نمي شد و هنگامي كه فاطمه (س) از منطقه روئيت هلال دور مي شد ، نور هلال آشكار مي گشت .
(بحار الانوار ،‌ ج 43 ، ص 56 )

ادامه واقعه قبلي

همگي براي نماز در مسجد براثا پياده شديم . در آنجا ديدم امام مسجد : شيخ علي صغير هم دم از توحيد ميزند و ندا به لا هو الا هو بلند كرده است .
و چون به كاظمين عليهما السلام آمديم و رفتيم در وضو خانه عمومي تا وضو بسازيم ديدم من وضو گرفتن را بلد نيستم ، خدايا چرا من وضو گرفتن را نميدانم ؟ نه صورت را ميدانم ،نه دست راست را ، و نه دست چپ را ، و نماز بدون وضو هم كه نميشود.
با خودم گفتم : از اين مردي كه مشغول وضو گرفتن است كيفيت وضو را مي پرسم،
بعد با خودم گفتم : او به من چه ميگويد ؟! آيا نميگويد : اي سيد پير مرد ، تا به حال
شصت سال از عمرت گذشته است و وضو گرفتن را نميداني ؟!
ولي همين كه به سراغ او مي رفتم ديدم خود به خود وضو آمد ، بدون اختيار و علم ،
دست را به آب بردم و صورت را و سپس دستها را شستم ، آنگاه مسحين را كشيدم
و در اين حال ديدم آن مرد وضو گيرنده همين كه چشمش به من افتاد گفت :
اي سيد ! آب خداست . وضو خداست . جائي نيست كه خدا نيست !
( روح مجرد ص 70 ) 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/31ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط محسن كمالپور 

بسم الله الرحمن الرحيم
طلاقت ذاتي وجود همان صمديت حق است.
ذاتي كه صمد است ، بي نياز از غير خويش است ، اگر آن ذات ، واجب بود ، علت عدم نيازش به غير ، خروج موضوعي غير است . و اگر ممكن بود خروج محمولي ممكنات ديگر اسم « الصمد »  نزولا صمد و صعوداً مرجع اسمايي مانند : الوليّ ، الغنيّ ، المهيمن و العزيز و..... است چه با تحليل مفهومي و چه با تعيين مصداقي
و چه با تجلي سلوكي و چه با تفاضل و امارت مظهري ،  اسم الصمد در مقام تجلي ، مقول بتشكيك است،  گاهي به اجمال و تفصيل ، گاهي جزئي و كلي، گاهي در حكم و گاهي در احكام و گاهي هر دو.
انسان كامل كه كون جامع است جامع همه ي مراتب اين اسم است سندا و مرجعا( كه اين مراتب در سوره ي اخلاص بنحو اجمال بيان شده است) و همه ي آن مراتب در او بفعليت تامه رسيده است .
امر به قل هو الله احد...مويد جامعيت فعليت مذكور است زيرا اگر پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله فاقد مامور به كه اظهار اسماء هو ، الله ، الصمد ، و ...بود امر به اظهار اين مراتب و تعينات ، از باب تكليف بمالا يطاق ، هم قبيح بود و هم محال و هم موجب نقض غرض آمر از امر خويش ميشد كه نتيجه اي جز خروج موضوعي آمر از ربوبيت مطلقه ندارد.
آنچه از حضرت باقر عليه السلام نقل شده است كه :
لو وجدت لعلمي الذي آتاني الله عز و جل حمله لنشرت التوحيد و الاسلام  و الدين و الشرايع من " الصمد "
و كيف لي و لم يجد جدي امير المومنين عليه السلام حمله لعلمه (1) به اين معني كه : اگر براي علمي كه خداي عز و جل به من داده حمل كننده اي پيدا ميكردم حتمابطور مفصل ، توحيد و اسلام و اديان آسماني را از كلمه ي  "الصمد " براي او ميگفتم ولي چگونه كسي را پيدا كنم در حالي كه جدم امير المومنين عليه السلام چنين كسي را پيدا نكرد.
ا: اشاره به تحقق اين اسم در آنحضرت است بنحو تامه و اتم مصداقا كه لزوما جامع المصاديق نيز خواهد  بود بطريق تشكيك.
ب: بسط همه ي مراتب و مظاهر شريعت و طريقت و حقيقت ، نزولا و مرجع اين سه ، صعودا بطريق تفصيلي، تعين حق تعالي به اسم "الصمد " است.
ج:اگر واجب من جميع الجهات واجب شد ولي ممكن من جميع الجهات ، امكان خود را بفعليت نرساند ، از واجب ، مستفيض نخواهد شد.
ه :فياض ، هم مطلق فيض را داراست هم فيض مطلق را.
و:هر گاه قابليت فاعل به فعليت برسد ، محل ظهور احكام و حكم خواهد شد.
ز:هيچيك ازاصحاب امير المومنين و حضرت باقر عليهما السلام_ دست كم تا زمان بيان اين مطلب _ نتوانستند مجرا و محل ظهور اطلاقي اين اسم در ظرف وجودي خويش گردند.
ط:وساطت حضرت در تجلي اسم " الصمد " منحصر نمي باشد بلكه هر اسمي در هر چيزي بواسطه ي انسان كامل بظهور مي نشيند.
ي:اين اسم ، وجه شباهت حضرت باقر عليه السلام با نبي اعظم صلي الله عليه و آله است.:
عن علي ابن الحسين السجاد عليه السلام : انه الامام و ابو الامام معدن العلم و موضع العلم يبقره بقرا. والله
لهو اشبه الناس برسول الله صلي الله عليه و آله.(2)
( شيخ رضا جعفري )

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/31ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط محسن كمالپور  | 

رفقاي كاظميني ميگفتند :
يك روز با ماشينهاي ميني بوس ( كبريتي شكل عراق ) از كربلا با آقاي حداد به كاظمين آمديم در ميان راه ، شاگرد شوفر خواست كرايه ها را اخذ كند ، گفت : شما چند نفريد ؟
آقاي حداد گفتند : پنج نفر . گفت : نه ، شما شش نفريد ! ايشان باز شمردند و گفتند : پنج نفريم ، ما هم ميدانستيم كه مجموعا شش نفريم ، ولي مخصوصا نميگفتيم تا قضيه آقاي حداد مكشوف گردد .
باز شاگرد سائق گفت : شش نفريد ! ايشان گفتند : اي برادرم ! مگر نميبيني ؟! - در اينحال اشاره نموده و يك يك افراد را شمردند - اينست يكي ، و اينست دو تا ، و اين است سه تا ، و اينست چهار تا ، و اينست پنج تا ! ديگر تو چه ميگوئي ؟!
او گفت : اي سيد ! آخر تو خودت را حساب نميكني ؟!
رفقا گفتند : عجيب اينجاست كه در اين حال باز هم آقاي حداد خود را گم كرده بود ، و با اينكه معاون سائق گفت : تو خودت را حساب نمي كني و نمي شماري ، باز ايشان چنان غرق عالم توحيد و انصراف از كثرت بودند كه نمي توانستند در اين حال هم توجه به لباس بدن نموده و آنرا جزو آنها شمرده و يكي از آنها به حساب در آورند !
حضرت آقاي حداد خودشان براي حقير گفتند : در آن حال به هيچ وجه من الوجوه خودم را نمي توانستم به شمارش در آورم ، و بالأخره رفقا گفتند : آقا شما خودتان هم حساب كنيد ، و اين بنده خدا راست مي گويد و از ما اجرت شش نفر ميخواهد.
من هم نه يقينا بلكه تعبدا به قول رفقا كرايه شش نفر به او دادم .
( روح مجرد ص 69 )     
+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/31ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط محسن كمالپور  | 

جعفر آقاي مجتهدي و آقاي حداد

استاد (آيت الله كشميري) فرمودند : روزي با جعفر آقاي مجتهدي به منزل آقا سيد هاشم حداد رفتيم . پس از اينكه به ما خوش آمد گفت ، از جعفر آقا پرسيد به كجا رسيدي و چگونه رسيدي؟
ايشان گفت : به ائمه اطهار متوسل شدم ، به من كراماتي دادند كه از جمله آن اسم اعظم است
آقاي حداد فرمودند : به من اجازه بده تا آن را از تو سلب كنم ، تا مراتب عرفان را به شكلي بهتر و واضح تر طي كني .
استاد فرمودند : جعفر آقا امتناع كرد ، چرا كه خوف آن داشت اين كرامات از او گرفته شود و بعد هم چيزي در دست نداشته باشد.
( صحبت جانان ص 110 )

نقل شده كه :
ملا هادي سبزه واري گوشت خريده بود و در زير زمين خانه اش گذاشته بود ، زماني كه ايشان در خانه نبود شخصي به در خانه آمده و گفته بود كه به من گوشت بدهيد .
اهل خانه گفته بودند گوشت نداريم . گفته بود چرا داريد ، در زير زمين فلان جا است !
اهل منزل رفتند و ديدند واقعا در زير زمين همانجا كه آن شخص گفته بود گوشت بوده است ، وقتي ملا هادي سبزه واري به خانه مي آيد به او مي گويند امروز شخصي به در خانه ما آمده بود و از غيب خبر مي داد و حكايت را براي ملا هادي گفتند .
حاج ملا هادي سبزه واري گفته بود : اصلا رنگش را نمي خواهم ببينم كسي كه كرامتش را صرف زير زمين خانه مردم بكند.
( الهيه ص 112 )  

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/03ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط محسن كمالپور  |